یادداشت

شناخت شأن نزول آیات قرآن

علوم قرآنی یکی از دانش های مهم اسلامی است که دانستن آن بر هر پژوهشگر قرآنی و به خصوص بر فقهاء و مفسرین امری ضروری است و در این باب یکی از شاخه های مباحث اصلی آن بحث اسباب نزول و شأن نزول آیات می باشد.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری از فارس، براساس جهان بینی توحیدی و با یقینی قاطع بر این باوریم که جهان هستی به حکمت بالغة الهی بر مبنای اسباب و مسببّاتی خلق و اداره می شود، بنابراین سنت الهی چنین ایجاب می کند هر امری از امور طبیعی که پدید می آید و هر حادثه ای که در عالم انسانی رخ می دهد متکی به مقدمات و دارای اسباب و مسباتی باشند به طوری که اگر آن مقدمات نمی بود و یا به نحو دیگری می بود آن پدیده و حادثه یا به وجود نمی آمد و یا به نحو دیگر موجود و حادث می گشت.

مثلاً: اگر حضرت آدم از آن درخت نهی شده نمی خورد (سورة مبارکة بقره، آیات شریفة36 و 35) به یقین سرنوشت او و فرزندانش تا دامنة قیامت به شکلی دیگر رقم می خورد.

و اگر آن مرد قِبْطی و طرفدار فرعون به وسیلة حضرت موسی کشته نمی شد و فردای آن روز مرد سِبطی و بنی اسرائیلی مورد عتاب موسی قرار نمی گرفت چه بسا موسی مجبور به فرار از مصر نمی گشت(سورة قصص،آیات 19- 15) و ماجراهای بعدی بدین نحو برای وی پیش نمی آمد و اگر قوم بنی اسرائیل برای پیدا کردن قاتل جوان مقتول به فرمان خدا در ابتدا گاوی معمولی را ذبح می کردند و پرسش های واهی و غیر ضروری را مطرح نمی کردند هرگز مأمور به کشتن گاوی مخصوص و با ویژگیهای خاص نمی شدند. (سورة مبارکة بقره ، آیات شریفة 73تا 65) و در آن صورت نیازی به پرداخت هزینة سنگین و طاقت فرسا نمی گشتند . و... و... و...

نتیجه آن که به حقیقت باید پذیرفت که همة حوادث و صدور همة احکام بدون استثناء «سبب حدوث» و «سبب صدور» دارند حتی بعثت انبیاء و رسالت و خاتمیت حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) و نزول قرآن ، همه و همه براساس این اصل کلی بوده است.

و شاید بتوان سخن امام جعفرصادق (علیه السّلام) را نیز شاهدی و ناظری بر این مطلب دانست که فرمود : اَبَی  الله اَن یَجْرِیَ الاَشیاءَ اِلّا بِاَسبابٍ ، فَجَعَلَ لِکُلِّ شیءٍ سَبَباً. (الاصول من الکافی،جلد1،کتاب الحجه، باب 65،حدیث7،صفحة 341)

ترجمه : امام جعفرصادق (علیه السّلام) فرمودند :خداوند ابا دارد (محال است) چیزی را جز به وسیلة اسباب به جریان اندازد ، پس برای هر چیزی سببی قرار داده است و ...

علامة مجلسی می گوید : یعنی عادت خدای سبحان وفق قانون حکمت و مصلحت بر این جاری است که هر چیز را به وسیلة اسباب پدید آورد؛ مانند: خلقت کودک از والدین و مواد و عناصر ، گرچه می تواند آن چیز را یکباره بی سببی از نیست به هست درآورد و همچنین بیشتر علوم و معارف بندگان را وابسته به شرائط و علل و اسباب نموده است.(همان)

شأن نزول آیات

 به استناد قانون کلی مذکور باید پذیرفت که همة آیات قرآنی نیز دارای شأن نزول هستند؛ یا شأن نزول عام و یا خاص.

شأن نزول عام

شأن نزول عام مربوط به آیاتی است که معمولاً علماء قرآنی آن ها را بدون شأن نزول می دانند و مقصود مجموعه آیاتی است که بتوان سببی عام و کلی برای نزول آنها استنباط نمود و آن را عبارت دانست از نیازمندی بشر به وحی الهی در تشخیص حق از باطل و پیروی از حق در راستای تحقق فلسفة خلقت و سرانجام رسیدن به کمال و سعادت واقعی.

با این دید و محاسبة نسبتاً دقیق، تقریباً در حدود  آیات از این نوعند و در این قسم قرار می گیرند؛ مانند: آیاتی که دربارة «اَلله جَلَّ جَلالُهُ» و اسماء حسنای و صفات و افعال او نازل گشته اند و باز آیات معاد و مسائل مرتبط با معاد مانند: آیات قبض ارواح ، عالم برزخ ، مقدمات برپائی قیامت ، حشر و نشر ، حساب و کتاب ، بهشت و جهنم و . . . و همچنین آیه های آفرینش انسان و پیدایش اقوام و ملت ها و بعثت انبیاء و سرگذشت پرماجرای آنان تا برسد به بعثت خاتم انبیا (صلی الله علیه و آله و سلم).

شأن نزول خاص

آیاتی که به دنبال رخ داد حادثه ای و یا مناسبت خاصی ، و یا پرسش و سؤالی و امثال اینها بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشته اند به آیات دارای شأن نزول معروفند که تعداد این آیات در استخراج شأن نزول ها از تفاسیر شیعه و سنی بالغ بر یک هزار و دویست و چهل (1240) آیه از [شش هزار و دویست و سی و شش آیه (6236)] می باشد . (نمونة بیّنات در شأن نزول آیات، صفحة ط مقدمه)

ضرورت شناخت شأن نزول آیات   

علوم قرآنی یکی از دانش های مهم اسلامی است که دانستن آن بر هر پژوهشگر قرآنی و به خصوص بر فقهاء و مفسرین امری ضروری است و در این باب یکی از شاخه های مباحث اصلی آن بحث اسباب نزول و شأن نزول آیات می باشد و معرفت به اسباب نزول شرط لازم در استنباط مسائل فقهی از برخی از آیات الاحکام به حساب می آید و هم چنین فهم دقیق مدلول آیات و تفسیر صحیح بسیاری از آیات منوط به دانستن و به کارگیری این علم خواهد بود.

و به فرموده استاد گرانقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، قرآن مجید به صورت تدریجی در 23 سال به مناسبت های مختلف نازل شده است که مفسران آنها را «شأن نزول» می نامند .

به دست آوردن این مناسبت ها تأثیر مهمی در فهم معانی و محتوای این آیات و رفع هر گونه ابهام دارد ، حتی در بعضی از موارد اگر شأن نزول ها از ما گرفته شود اجمال و ابهام بر معنی آیه حاکم می گردد.(شأن نزول آیات قرآن ، صفحة19)

بنابراین شناخت علل نزول آیات نقش ارزشمندی در درک معانی آیات و حلّ مشکلات تفسیری چه در اصول و چه در فروع ایفا می کنند و یقیناً چنین شناختی پرده از روی بسیاری از آیات بر می گیرد ، آیاتی که برای حلّ مشکلات زمان خود نازل شده است و در عین حال عمومیت دارد و کفیل حلّ مشکلات امت ، در طول زمان است .

و چه بسا وقوف نسبت به واقعه و مناسبت اولیه ای که نزول آیه را موجب شده است بهترین وسیله برای کشف ابهام از مفهوم آیه به شمار می آید زیرا ناگزیر به آن واقعه اشاره ای دارد. (آموزش علوم قرآن ، جلد1، صفحة 296)

ابوالحسن علی واحدی نیشابوری، مفسر سدة پنجم هجری قمری، بیان می دارد: به ضرس قاطع می توان گفت : سبب نزول آیات « کلید فهم قرآن » است زیرا اگر اسباب نزول نبود تفسیر بسیاری از آیات قرآن مشکل بلکه ناممکن بود.(شأن نزول آیات، صفحة 9)

فایدة شأن نزول

الف : در شناخت شأن نزول آیات، فایده هائی است که مهم ترین آنها عبارتند از :

1- شناختن حکمت و فلسفة احکام و قوانینی که در قرآن کریم آمده است.                           

2- بنا به گفتة کسانی که معیار حکم را خاص بودن سبب می دانند و عام بودن تعبیر را ملاک قرار نمی دهند لذا حکم را به همان مورد نزول آیه تطبیق و محدود می کنند؛ مانند: آیة شریفة ظهار : آیات شریفة4_1، سورة مبارکة مجادله .

3- واقف شدن و اطلاع یافتن بر مدلول و معنی آیه و از میان رفتن شک و تردید و ابهام از مفاهیم ظاهری آن ها، نمونة آن: آیة شریفة 188، سورة مبارکة آل عمران ؛ آیة شریفة 115، سورة مبارکة بقره و . . . می باشد.

«ابوالحسن علی واحدی نیشابوری» گفته است: شناسائی تفسیر آیه ای جز با دانستن قصه و بیان نزولش ممکن نیست . و «ابن دقیق العید» گفته  است: دانستنِ موجبات نزول ، برای فهم معانی قرآن راه محکم و استواری است .و «ابن تیمیّه» گفته است ؛ شناختِ سبب نزول ،  بر فهم آیه کمک می کند زیرا که علم به سبب موجب علم به مسبّب است .     

توضیح گفتار ابن تیمیّه : دلیل سخن «ابن تیمیّه» آن است که مدار علم معانی و بیان، بر شناخت مقتضیات احوال است در وقت خطاب ، هم از جهت گوینده و هم از جهت مخاطب و هم از جهت نفس خطاب ، زیرا فهم کلام واحد در حالات مختلف ، مختلف است و جهات خارجیه و قرآئن حالیه در فهم کلام مدخلیت دارد ، چنانچه جملة استفهامیه با صورت واحد ، برای معانی گوناگون از تقریر و توبیخ و غیره می آید. و باز امر ، گاهی برای  وجوب ، گاهی برای اباحه و گاهی برای تهدید و اَشباه آن است . پس لفظ به تنهائی دلالت بر مراد نمی کند مگر به کمک امور خارجی ، که عمدة آن مقتضیات احوال است ؛ در این صورت دانستن مقتضیات احوال زمان نزول برای فهم قرآن لازم است. (شناخت قرآن، صفحة187)   

ظاهراً ابن تیمیّه همان کسی است که کتابی به نام «مقدمه فی اصول التفسیر» را به وی نسبت می دهند و احتمالاً فخرالدین محمد بن خضر بن علی ابن تیمّیه حرانی حنبلی (542 – 622 هجری قمری) صاحب التفسیر الکبیر می باشد . نه ابن تیمیّه معروف ، احمد بن عبدالسّلام (661 – 728 هجری قمری) که داعیه اصلاح دین را در سرداشت.(اسباب النّزول، صفحة83)

4- دفع توهّم حصر و اختصاص در مواردی که ظاهراً مفید حصر و اختصاص می باشد؛ مانند:  آیة شریفة 145،سورة مبارکة  انعام ، که در  آن آیه ، حصرهائی دربارة خوردن گوشت حیوانات ذکر شده که عدم توجه به شأن نزول این تصور غلط را به وجود می آورد که محرمات فقط به اقلام یاد شده در آیة محدود می شود و حال آن که چنین نیست.

5- شناختن نام فرد و یا افرادی که آیة درباره او یا آنان نازل شده و تعیین مطالب مبهم آن؛ مانند آیة شریفة  17 سورة مبارکة  احقاف که دربارة عبدالرحمن بن اَبی بَکر دانسته اند و به قرینه آیه بعد شامل هر کافر و هر کسی که گرفتار عقوق والدین است می شود .

6- تسهیل حفظ و درک آیات و تثبیت آن ها در ذهن.(مناهل العرفان ، جلد 1، صفحة 102 ؛ اسباب النّزول ،صفحة 75 ؛اتقان فی علوم القرآن ،جلد1، صفحة 107)                                                                                                       

خطر عدم شناخت

به یقین ، عدم آشنائی به علوم قرآنی و به ویژه عدم شناخت شأن نزول و عدم توجه به اسباب نزول آیات ، ممکن است هر متتبع قرآنی به خصوص فقیه را در استنباط احکام و مفسر را در درک حقایق قرآن به اشتباه و انحراف بکشاند که چند نمونة آن در فایده 3 و4 ذکر شد و دو نمونه زیر نیز شاهدی بر این معنا است:

  1. آیة شریفة 158، سورة مبارکة بقره :

«إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِم»

ترجمه : صفا و مروه از شعائر الهی است ، پس بر کسی که حج و یا عمره به جای می آورد باکی نیست که آن دو را طواف کند .

برخی تصور کرده اند که تعبیر « فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ اَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا» استحباب سعی بین صفا و مروه دلالت دارد نه بر وجوب سعی و حال آن که وجوب سعی بین صفا و مروه اجماعی بین فقهای شیعه و سنی است اما چون به روایات شأن نزول توجه شود مشکل حل می شود .

در تفسیر «عیاشی» از امام جعفرصادق (علیه السّلام) نقل شده که کسی از آن حضرت سوال کرد : آیا سعی صفا و مروه واجب است یا مستحب ؟ حضرت فرمود : واجب است . عرض کرد ، آیا خداوند نمی فرماید: «فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ اَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا» حضرت فرمود: این آیه در عمرة القضاء نازل شد؛ زیرا پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با  آن ها (کفار) شرط کرده بود که بت ها را بردارند (تا پیغمبر و یارانش از اعمال عمره فارغ شوند ) اما چون یکی از یاران حضرت مشغول سعی شد بت ها را سر جای خود گذاشتند (لذا در انجام سعی مردد ماند و دست از آن کشید) در این موقع آیة شریفه نازل شد :«إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا» یعنی: با بودن بت ها بر صفا و مروه ، سعی میان آن دو ضرری ندارد .

و نیز در کتاب شریف اصول کافی از امام جعفرصادق (علیه السّلام) دربارة حج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که آن حضرت پس از طواف خانة خدا و به جا آوردن دو رکعت نماز طواف ، فرمود : صفا و مروه از شعائر الهی است ، من از آن جا که خدا شروع فرموده ، شروع می کنم ، مسلمانان گمان می کردند که سعی صفا و مروه را مشرکین درست کرده اند. لذا خداوند این آیه را نازل گردانید که :«إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَة مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا» .

استاد و مفسر عظیم الشأن علامة طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) پس از ذکر دو روایت فوق می فرمایند : روشن است که میان این دو روایت دربارة شأن نزول آیه منافاتی وجود ندارد و این که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید : من ابتداء به آن می کنم، که خداوند ، به آن ابتداء فرموده ، توضیح ملاک تشریع این حکم است.(المیزان فی تفسیر القرآن، جلد1 ، صفحة 322 ؛ نمونة بیّنات در شأن نزول آیات، صفحة 46 ؛ آموزش علوم قرآن، صفحة 296 ؛ اسباب النّزول ، صفحة 93 ؛ شأن نزول آیات، صفحة32 ؛ الاتقان فی علوم القرآن ،جلد 2- 1، صفحة109)

  1. _ از عثمان مظعون و عَمرو بن مَعدی کَرب، چنین بازگو شده است که آن دو می گفتند: شرب خمر مباح است و برای اثبات سخن خود آیه زیر را استشهاد و استدلال می کردند :

«لَيْسَ عَلَي الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا . . .»(سورة مبارکة مائده، آیة شریفة 93)

ترجمه : بر کسانی که دارای ایمان و کردار شایسته ای بودند چنانچه قبل از نزول تحریم خمر ، چیزی از خمر را چشیده باشند جرم و بزهی بر آنها نخواهد بود ؛ اما به شرط آنکه از کفر بپرهیزند و ایمان را از دست ندهند و کردار شایسته ای را در پیش گیرند ، آن گاه به تقوای خویش ، تداوم بخشیده و بر ایمان خود پایدار بمانند . . .

اما اگر آن دو نفر از سبب نزول این آیه، آگاه می بودند چنین سخنی را بر زبان نمی آوردند و سبب نزول آیة مزبور این بود:  

عده از مردم – آن گاه که آیة حرمت خمر نازل گردید – می گفتند : چه خواهد شد حال کسانی که در راه خدا کشته شدند و دنیا را ترک گفتند ، اما خمر را – که رجس و پلید بود – می نوشیدند ؟!

در پی چنین تردید و نگرانی بود که آیة مذکور نازل گردید مبنی بر این که – چون هنوز حکم تحریم خمر ، ابلاغ نشده بود – بر کسانی که قبلاً خمر نوشیده بودند جرمی نیست .

احمد بن حنبل و نسائی و دیگران سبب نزول آیة یاد شده را به همین صورتی که ذکر شد در کتاب های خود یاد کرده اند . (اسباب النّزول، صفحة 85 ؛ آموزش علوم قرآن، جلد1، صفحة 298 ؛ نمونة بیّنات در شأن نزول آیات ، صفحة 316 ؛ مباحث فی علوم القرآن، صفحة131 ؛ شناخت قرآن ، صفحة 188 ؛ الاتقان فی علوم القرآن ، جلد 2 – 1، صفحة 108)

شواهدی از شأن نزول در رابطة فایدة پنجم

در این قسمت ، شأن نزول دو آیه که بیانگری از مقام والای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) می باشد ارائه داده می شود :

1- «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ .....» (سورة مبارکة بقره، آیة شریفة 207)

ترجمه : بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است .

شأن نزول

مفسر معروف اهل سنت «ثعلبی» می گوید : هنگامی که پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت به مدینه مهاجرت کند ، برای ادای دین های خود و تحویل دادن امانت هائی که نزد او بود، حضرت علی (علیه السّلام) را به جای خویش قرار داد ، و شب هنگام که می خواست به سوی غار (ثور) برود و مشرکان اطراف خانة او، را برای حمله به او ، محاصره کرده بودند دستور داد حضرت علی (علیه السّلام) در بستر او بخوابد و پارچة سبز رنگی (بُرد خَضرَمی)که مخصوص خود پیغمبر بود روی خود بکشد ، در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحی فرستاد : من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی تر قرار دادم کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگی دیگری را بر خود مقدم دارد ؟ هیچ کدام حاضر نشدند . به آنها وحی شد ، اکنون حضرت علی (علیه السّلام) در بستر پیامبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فدای او سازد ، به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید. هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای حضرت علی (علیه السّلام) نشسته بودند ، جبرئیل می گفت : «به ، به» آفرین بر تو ای علی ! خداوند به واسطة تو بر فرشتگان مباهات می کند. در این هنگام ، آیة فوق نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخی «لیلة المبیت» نامیده شده است. (شأن نزول آیات ، صفحة 56)

در تفسیر شریف المیزان می خوانیم که در امالی شیخ از امام چهارم (علیه السّلام) روایت شده که آیة «وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشرِی نَفسَهُ» دربارة حضرت علی (علیه السّلام) نازل شده در شبی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به طرف مدینه هجرت کرد و آن حضرت در بستر پیامبر خوابید. و به دنبال روایت فوق اضافه می کنند که روایات زیادی از شیعه و سنی موافق همین معنی رسیده و در تفسیر برهان آن را به پنج طریق از ثعلبی و غیره نقل کرده است.(المیزان فی تفسیر القرآن،جلد2، صفحة48) و در کتاب ارزشمند الغدیر جریان لیلة المبیت را با استناد به کتب اهل سنت نقل می کنند. (الغدیر، جلد2، صفحة 48؛ شأن نزول آیات قرآن،صفحة 57)

 2- «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (سورة مبارکة آل عمران ،آیة شریفة 61 )

ترجمه : هر گاه بعد از علم و دانشی که به تو رسید (باز) کسانی با تو ، به ستیز برخیزند، بگو : بیائید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود را فرا می خوانیم و شما نیز زنان خود ، ما از نفوس خود دعوت کنیم و شما هم از نفوس خود ، آن گاه مباهله کنیم ، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

شأن نزول

گفته اند این آیه و آیات قبل از آن دربارة هیأت نجرانی مرکب از «عاقب» و «سیّد» و گروهی که با آن ها بودند نازل شده است: آن ها خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده ، عرض کردند ؛ آیا هرگز دیده ای فرزندی بدون پدر متولد شود ؛ در این هنگام آیة «اِنَّ مَثَلَ عیسی عِندَاللهِ ...» نازل شد و هنگامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن ها را به مباهله دعوت کرد (مباهله از نظر مفهومی که از آیه شریفه گرفته می شود یعنی نفرین کردن دو نفر یا دو گروه ، اما دو گروهی که هر دو آن ها ادعای حق بودن را دارند و تضرع به درگاه خداوند برای رسوا کردن دروغگو است) آن ها تا فردای آن روز از حضرتش مهلت خواستند که حضرت پذیرفت ، و پس از مراجعه به اقامت گاه خود اسقف «روحانی بزرگشان» به شخصیت های نجران گفت « شما فردا به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاه کنید ، اگر با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد از مباهله با او بترسید ، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید زیرا چیزی در بساط ندارد. فردا که شد پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد در حالی که دست علی بن ابیطالب را گرفته بود و حسن و حسین در پیش روی او راه می رفتند ، و فاطمه پشت سرش بود ، نصاری نیز بیرون آمدند در حالی که اسقف آنها پیشاپیش آنان بود و هنگامی که نگاه کرد ، دید پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) با چند نفر آمدند ، دربارة آنها سؤال کرد؟ به او گفتند : این پسر عمو و داماد او و محبوب ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر فرزندان دختر او از علی (علیه السّلام) هستند و آن بانوی جوان دخترش فاطمه است که عزیزترین مردم نزد او و نزدیک ترین افراد به قلب اوست ... »

«سیّد» به اسقف گفت : «برای مباهله قدم پیش گذار » گفت : نه ، من مردی را می بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام می کند و من می ترسم راستگو باشد و اگر راستگو باشد ، به خدا یک سال بر ما نمی گذرد که در تمام دنیا یک نصرانی که آب بنوشد وجود نخواهد داشت . اسقف به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد : « ای ابوالقاسم ما با تو مباهله نمی کنیم بلکه مصالحه می کنیم ، با ما مصالحه کن ، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با آنها مصالحه کرد و . . . »

و در روایتی آمده است ، اسقف مسیحیان به آنها گفت : «من صورت هائی را می بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند ، کوه ها را از جا ، برکند ، چنین خواهد کرد هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد ، و یک نصرانی تا روز قیامت بر صفحة زمین نخواهد ماند.» (شأن نزول آیات قرآن، صفحة 96 – 95؛ شأن نزول قرآن ، صفحة 116؛ نمونة بیّنات در شأن نزول آیات، صفحة 118)  

مفسر و استاد عالیقدر مرحوم علامة طباطبائی ، در تفسیر شریف المیزان و جریان مباهله را از کتب متعددی اعم از شیعه و سنی نقل می کند و اشکال های وارد شده بر آیه و روایات مباهله را پاسخ می دهند .(رک : المیزان فی التفسیر القرآن،جلد3، صفحة213)

ب : حضرت علی (علیه السّلام) عارف ترین صحابه به تفسیر قرآن و علوم قرآنی

 به اعتراف صاحب نظران علوم قرآنی چه شیعه و چه سنی ، عارف ترین اصحاب به تفسیر آیات و عالم ترین آنان به مباحث علوم قرآنی حضرت علی (علیه السّلام) بوده است، که حضرتش این دانش ها را مستقیماً در محضر خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) تلمذ نمود که خود فرمود :

سَلُونی قَبلَ اَن تَفقُدوُنِی فَوَاللهِ مَا فِی القُرآنِ آیَةٌ إلّا وَ أنَا أعلَمُ فِیمَن نَزلَت و َ أینَ نَزلَت فی سَهلٍ أو جَبَلٍ وَ إنَّ رَبّی وَهَبَ لِی قَلباً عَقُولاً وَ لِساناً ناطِقاً. ( غررالحکم و دررالحکم ، جلد 1، صفحة 438)

ترجمه : پیش آن که مرا نیابید از من بپرسید ، سوگند به خدا که در قرآن آیه ای نیست مگر آن که من می دانم آن آیه دربارة چه کسی است و در کجا نازل گشته ، در دشت و زمین صاف ،یا در کوه و سربلندی ها ، و همانا که پروردگارم به من قلبی (روحی) بسیار اندیش گر و دانا و زبانی بسیار گویا و پرسش گر عطا فرموده است.

و باز فرمود : وَاللهِ مَا نَزَلَت اَیَةٌ اِلَّا وَ قَد عَلِمتُ فِیمَ أُنزِلَت ؟ وَ أینَ أُنزِلَت ؟ إنَّ رَبّی وَهَبَ لِی قَلباً عَقُولاً وَ لِساناً سَؤُؤلاً. (مناهل العرفان ، جلد1 ، صفحة 483)

ترجمه : به خدا سوگند هیچ آیه ای نازل نشد مگر آن که من می دانم در چه باره ای (دربارة چه کسی) و در کجا نازل گشت ، و پروردگارم به من دلی بسیار اندیش گر و آگاه زبانی بسیار پرسش گر و گویا بخشیده است.(رک: موسوعة الامام علی بن ابیطالب (علیه السّلام)، جلد10، صفحة 75؛ التمهید، جلد1، صفحة 228؛ البرهان فی تفسیر القرآن ، جلد1، صفحة 17؛ الاتقان فی علوم القرآن، جلد2، صفحة 80؛ مناهل العرفان فی علوم قرآن،جلد1، صفحة182)

این روایات توان آن را دارند تا هم بیانگر گوشه ای از دانش گستردة مولا علی (علیه السّلام) باشند و شاهدی بر اهمیت و ضرورت شناخت و به کارگیری این علوم،  از جمله : شأن نزول در تفسیر آیات باشند .

و شایسته است که تفسیر و شرح و توضیح مباحث دیگری از قبیل : سماعی بودن شأن نزول ، نقادی روایات موجود، شأن نزول ها، روش شناخت علل نزول ، شأن نزول خاص اما حکم عام نیز پرداخته شود.

 

 شکرالله جهان مهین، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس بنیاد آیت الله حق شناس(ره)

زمان انتشار: سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۰:۰۰

شناسه خبر: 54299

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب