فراسوی گرد وغبارهای پیش آمده در روز های اخیر حول حوزه ؛

سکولاریسم مورد نظر رحیم پور ازغدی چه بود؟/مولفه های حوزه سکولار چیست؟

بعد از فرو نشستن گرد و غبار بلند شده از جنجال های اخیر بر سر اظهارات رحیم پور ازغدی منباب حوزه و اجتناب آن از ورود به مسائل سیاسی، فرصت مناسبی است تا با کنکاش در مفهوم سکولاریسم، به تبیین مباحث مطروحه در تجمع اعتراضی طلاب انقلابی بپردازیم.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری، چندی پیش تجمعی برای اعتراض به اوضاع اقتصادی و مسائل معیشتی و مطالبه از مسئولین نظام در موضوع عدالت با تلاش جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، برقرار شد. سخنران اصلی این مراسم که حسن رحیم پور ازغدی بود، سخنانی صریح را در انتقاد به عملکرد برخی حوزه های علمیه ایراد کرد که برای مدتی جنجال آفرین شد.

وی در قسمتی از این سخنرانی در تجمع طلاب با اشاره به اینکه حوزه های علمیه غیر از موضع گیری و تبلیغ دین، موظف به اجتهاد اقتصادی است، گفت: «درس خارج‌هایی برگزار می‌شود که به جای این‌که تمدن دینی را تئوریزه کنند، فقه سکولار می‌سازند و در مورد بانک‌ها و روابط اجتماعی و این دست مسائل حرفی نمی‌زنند

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه ی انتقاداتش به عملکرد حوزه افزود: علی‌رغم اینکه برخی از افراد ریشه سکولاریسم را در دانشگاه دنبال می‌کنند، باید گفت که ریشه سکولاریسم در حوزه علمیه بوده و در حوزه علمیه به مسائل روز کشور و مسائل حل نشده توجه نمی‌شود و در زمینهٔ فقه بانکی و اقتصادی بی‌سوادی حوزه و دانشگاه موج می‌زند.

این اظهارات منتقدانه، تا جایی پیش رفت که محل بحث رسانه ها شد. عده ای سعی در ایجاد تقابل میان تفکر رحیم پور ازغدی و حوزه را در پیش گرفتند.

 

دو تن از مراجع تقلید با صدور بیانیه‌ای به این اظهارات واکنش نشان دادند و بخشی از سخنرانی‌های آن روز را توهین به حوزه علمیه عنوان کردند.

دفتر آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به بحث مطروحه در سخنرانی رحیم پور ازغدی بیانیه ی ذیل را منتشر کرد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

پیرو انتشار بیانیه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی پیرامون گردهمائی مدرسه فیضیه قم، سوالاتی از سوی برخی مخاطبین محترم پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له makarem.ir دریافت شده است که جهت اطلاع بیشتر، توجه شما عزیزان را به نکات هفتگانۀ زیر به عنوان نمونه که عیناً از نوار سخنرانی ایشان پیاده شده جلب می کنیم:

این گویندۀ محترم که سوابق خوبی دارد در مدرسۀ فیضیه در سخنرانی خود مطالبی را عنوان کرد که نشان می دهد، متأسفانه هیچ آگاهی از وضع حوزۀ علمیه ندارد، به عنوان نمونه:

۱ـ ایشان می گوید: «ریشۀ سکولاریزم در حوزه است، سکولاریزم یعنی چه؟ یعنی تفکیک دین از حکومت و دولت و تمدن، تفکیک نظری وقتی است که شما حرفی ندارید».

این در حالی است که انقلاب از حوزه های علمیه برخاسته و الان هم مهم ترین پشتیبان انقلاب حوزه های علمیه و مراجع بزرگ هستند. اگر اقلیت کوچکی در حوزه خلاف این عمل می کنند، آن را نمی شود به حوزه تسرّی داد، بیشترین شهیدان انقلاب را حوزویان دادند.

۲ـ ایشان می گوید: «شما پنج تا درس خارج ـ نه یک درس خارج فقه ـ در قم، نجف، مشهد و اصفهان دارید که پرسش ها را از بیرون بگیرد».

این در حالی است که در بسیاری از دروس خارج حوزۀ علمیه مخصوصاً مراجع و بویژه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مسائل مستحدثه را عنوان کرده و پاسخ لازم را فراهم نمودند و کتاب های زیادی در این زمینه نوشته و منتشر شده که تمام پرسش ها را از بیرون گرفته اند و لیست این کتاب های چاپ شده حداقل به یکصد و پنجاه کتاب می رسد.

۳ـ ایشان می گوید: «هنر نیست که هی طهارت و نجاست و طواف و اینها را بگویند و هزار بار گفتند و هزار و یکمین بار آنها را بگویند».

جواب: این یک نوع بی اعتنایی به فقه جواهری است که مورد توجه امام راحل(قدس سره) و همه علما بوده و هست و در همین مسائل هم حرف برای گفتن بسیار دارند که در آینده به شرح آن می پردازیم.

۴ـ ایشان می‌گوید: «من شنیدم هفتصد، هشتصد رساله در قم می‌خواهند بدهند، ما اصلاً هفتصد تا مرجع می‌خواهیم؟ این جور که کارخانه انبوه تولید مرجع تقلید شروع شده، این که کاری نشد؟».

اولا: این عدد کاملاً خلاف واقع است. یک دهم آن هم صحیح نیست. معلوم نیست از کجا این عدد را گرفته اند. ثانیاً: آیا تعبیر به «کارخانه انبوه تولید مرجع تقلید» توهین به مرجعیت محسوب نمی شود؟!

این گوینده محترم می گوید: «چهارتا شرح و حاشیه را می خوانی و همان ها را می گویی و مرجع می شوی!».

این هم سخن عجیبی است. بزرگان مراجع بعد از ۴۰ یا ۵۰ سال به آن مقام می رسند و در گذشته هم چنین بوده است. مرحوم شیخ انصاری سخن معروفی دارد می گوید: «رسیدن به اجتهاد از طول جهاد هم سخت تر است».

۶ـ ایشان می‌گوید: «اغلب اینهایی که می‌خواهند رساله بدهند، هفتصد تا و هشتصد تا و هزار تا، اغلب هیچ چیز برای گفتن ندارند، این که می گویند جمهوری اسلامی ناکارآمد است و سیستمش درست نیست، یکی همین بی سوادی هاست».

باز همان عدد بی اساس تکرار شده و از آن بالاتر هم رفته است. تعبیر به بیسوادی در مورد فضلا و مدرسین حوزه توهین آشکاری است. البته نظر ایشان توهین نبوده ولیکن خواننده از این تعبیر، توهین می فهمد. به علاوه این که گفته است سخنی برای گفتن ندارند، اتفاقا درست خلاف آن است، اگر کتاب هایی که در حوزه چاپ شده مطالعه شود، نشان می دهد همه چیز برای گفتن دارند.

۷ـ ایشان می‌گوید: «اینها اصلاً جواب ندارند. اصلاً نمی‌دانند مظان پاسخگویی به این مسائل در کدام بخش قرآن و احادیث است».

این هم گفتار عجیبی است که نشان می‌دهد گویندۀ محترم ابدا اطلاعی درباره وضع حوزه ندارد. کدام مسأله است که در جامعه مطرح شده و جواب آن در دروس مراجع بزرگ و مدرسین سطوح عالی نیامده است.

امیدواریم هنگام قضاوت، خدا را در نظر بگیریم و از روی اطلاع و بدون حب و بغض قضاوت کنیم.

مایل نبودیم این مسائل تلخ بازگو شود اما اصرار جمعی از پرسشگران سایت ما، ما را وادار کرد.

ما این گوینده را هرگز متهم به سوء نیت نمی‌کنیم، ولی سخنان مزبور برخلاف واقعیات است.

خداوند عاقبت امر همه ما را ختم به خیر کند.

تاریخ انتشار: « ۱۳۹۷/۰۶/۰۶»

آیت الله نوری همدانی در مشهد مقدس ضمن اظهار تاسف از این موضوع بیان کرد: در شرایط فعلی کشور نیاز به تفکر و کمک برای حل مشکلات مردم دارد و این تجمع هم ظاهرا برای همین موضوع بود اما چطور می شود کسی بیاید سخن بگوید و حوزه علمیه و خدمات علما و مراجع را زیرسوال ببرد.

وی در همین راستا ادامه داد: حوزه علمیه که در طول تاریخ در مقابل ظلم ماند استکبار ستیز بود حال این گونه قضاوت بی انصافی است؛ حوزه هیچ گاه سکولار نبوده و نیست و نخواهد بود، چرا باید کسی را به حوزه بیاورند که از حوزه بی اطلاع باشد.

 

سکولاریسم، جدایی دین از سیاست یا سیاست از دین؟!

در باور مومنانِ به هر مسلکی، دین به عنوان یک برنامه ی جامع، کامل و دقیق برای کلیه ی امور حیات مادی و معنوی، پنداشته می شود.

به تحقیق، دین اسلام که بنا بر عقیده ی مسلمانان آخرین و کامل ترین دین الهی است، در برگیرنده ی قوانین، مضامین و دستوراتی در حوزه های علوم اجتماعی، فرهنگی و سبک زندگی می باشد.

طلابی که در حوزه های علمیه درس می خوانند طی تحصیل، باتوجه به دوره های پشت سر گذاشته شده، در می یابند که این آیین، بستر وسیع و گسترده ای برای ملهم شدن انشعابات علوم انسانی از آن است.

سیاست که خود علمی بر پایه ی علوم انسانی است، در تعاریف و انواع، همواره محتاج قالبی است تا بتواند خود را مبتنی بر آن معرفی کند.

سکولاریسم که به جدایی دین از سیاست تعبیر می شود، غالبا در انگاره های عمومی، تنها به سیاستی اتلاق می شود که برای پیشبرد اهداف خود، دین، مذهب و یا مرام متافیریکی حاکم بر مردم را کنار می زند. اما در توضیح و تعریف جامع تر سکولاریسم باید به این امر توجه داشت که عامل معرف آن، جدایی این دو فاکتور دین و سیاست از یکدیگر است، نه کنار گذاشتن دین توسط سیاست!

این بدان معناست که اگر دین گوشه گیری کند، کنج نشینی پیشه کند و در سیاست وارد نشود، یعنی سیاست را از دین جدا کرده و عامل تحقق سکولاریسم شده است.

این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز، مهرماه سال 91 در دیدار با علمای خراسان شمالی صراحتا به «سکولاریسم در حوزه» اشاره کردند و فرمودند:

حوزه هاى علميه بايد خود را سربازان نظام بدانند، براى نظام كار كنند، براى نظام دل بسوزاند، در خدمت تقويت نظام حركت كنند؛ و اين درست عكس آن چيزى است كه سياست سرويسهاى امنيتى انگليس و آمريكا و اسرائيل و ديگران و ديگران دنبال مى كنند. آنها تلاش مى كنند بلكه بتوانند يك منفذى پيدا كنند. يك آخوندى يك گوشه اى حرفى مى زند، كه علىالظاهر برخلاف خواست و فهم و عقيده ى كلى نظام است، بزرگش مى كنند؛ آن آدم را اگر كوچك هم باشد، از او يك تصوير بزرگى درست مى كنند، براى اينكه فاصله ى بين نظام و روحانيت را برجسته كنند؛ القاء كنند كه چنين فاصله اى وجود دارد. بنابراين حوزه هاى علميه نمى توانند سكولار باشند. اينكه ما به مسائل نظام كار نداريم، به مسائل حكومت كار نداريم، اين سكولاريسم است.

 

درست در شرایطی که می بایست میان مراجع و متفکرین همگرایی ایجاد کرد روزنامه اعتماد؛ 1397،6،3 طی گزارشی از ماجرای اظهارات جنجالی رحیم پور ازغدی می نویسد:

بعد از آن اتفاق، فعالان اصولگرا در توییتر و رسانه‌ها تلاش کردند تا با زدن هشتک برای رحیم‌پورازغدی از وی در مقابل مراجعی که به اظهارات او انتقاد کرده بودند، دفاع کنند. رحیم‌پور حوزه را «بی‌سواد» و «ماشین تولید انبوه مرجع‌سازی» و همچنین «سکولار» خوانده بود.

 

مولفه های حوزه سکولار  به استناد پایگاه تخصصی جریان شناسی اسباط

با توجه به تعریف صورت گرفته از سکولاریسم، اکنون می توان مولفه های حوزه سکولار را این گونه بیان کرد:

۱- کناره گیری و انزوا

یکی از اصلی ترین مولفه های حوزه سکولاری، کناره گیری از امور و خزیدن در کنج حجره هاست. به تعبیر مقام معظم رهبری: «این که یک آقائی در یک گوشه‌ای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است

۲- تحجر و جمود

یکی از مهم ترین نشانه های حوزه سکولاری، وجود تحجر و واپسگرایی و تصلب در رای و نظر است. تحجّر به این معنا است که، کسی که می‌خواهد کار بزرگی را با این عظمت انجام دهد، نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه لحظه زندگی یک ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یک وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حکم نماید و کار کند و پیش برود. به دیگر سخن، معنای تحجّر آن است که، کسی که می‌خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام، برای بنای جامعه استفاده کند، به ظواهر احکام اکتفا نماید و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را، در آن جایی که قابل کشش است، درک کند و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور – که نیاز لحظه به لحظه است – نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه دهد. قطعا اگر در رأس نظامهای سیاسی‌ای که براساس اسلام، یا تشکیل شده است، یا در آینده تشکیل خواهد شد، چنین روحیه‌ای وجود داشته باشد، یقیناً اسلام بدنام خواهد شد و منبع لایزال معارف و احکام اسلامی نخواهند توانست جامعه را پیش ببرند.

۳- بی خبری

از دیگر نشانه های حوزه سکولاری، بی خبری و ناآگاهی از اوضاع پیرامون است. به تعبیر مقام معظم رهبری: «حوزه‌ علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی نمی‌توانند از وضع نظام بی‌خبر باشند و بی‌خبر بمانند و این بی‌خبری را تحمل کنند

۴- بی تفاوتی

بی تفاوتی و بی عملی نسبت به مسائل، یکی دیگر ازمولفه های حوزه سکولاری می باشد. رهبر انقلاب در این مورد می گویند: « اگر حوزه کارش به آن‌جا برسد که طلبه نسبت به مسایل انقلاب، احساس بی‌تفاوتی کند، خطر بزرگی است و نباید بگذارید چنین شود

۵- نگاه غیر جدی

نگاه غیر جدی به حکومتی که برخواسته از حوزه های علوم دینی است ومرهون خون پاک هزاران شهید است، نشانه ای بارز از حوزه سکولاری به شمار می آید: «کسی که در حوزه باشد و به نظام اسلامی و احکام قرآن – که در این نظام عملی می‌شود – و به حکومت اسلامی – که به برکت مجاهدت مردم سرِ پا شده است – با چشمِ غیرجدّی نگاه کند، یک عنصر بیگانه است؛ هر کس می‌خواهد باشد. »

۶- بی بصیرتی

بی بصیرتی وعدم تحلیل دقیق مسائل را نیز می توان دیگر نشانه سکولاری شدن حوزه ها دانست. به تعبیر مقام معظم رهبری: «روحانیِ مفید، یعنی روحانی بصیر چرا که اگر بصیرت نباشد، شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن، اشتباه می کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد

۷- جهل و بی‌خبری

یکی دیگر از مولفه های حوزه سکولاری، جهل و بی خبری است: «اگر کسی اعلم و افقه هم باشد، اما نتواند بفهمد و ببیند که نظام اسلامی، امروز در ایران اسلامی، چطور بر مبنای حق قیام کرده و چطور نظام جاهلىِ مبنی بر گناه و فسق و فجور و ظلم را از بین بُرده ….. خاک بر سرِ آن عالم اعلم و افقه! ….. حالا گیرم از لحاظ فقاهت و علم هم خیلی بالا باشد، که آن هم علم نیست، جهل است. نور نیست، ظلمت است

زمان انتشار: جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۶:۲۷

شناسه خبر: 68556

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
نظرات ارسال شده :
تعداد نظرات : ۱ نظر
محمدرضا کیانفر
۱ مخالف          ۰ موافق
سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۱:۵۳

. حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: ریشه سکولاریسم در حوزه های علمیه است، دوست محترم آقای ازغدی، توقعی که از حوزه های علمیه دارید منطقی نیست زیرا سکولاریسم یک اندیشه است و در قانون اساسی حق اندیشه و آزادی بیان تصویب شده ولی متاسفانه جمهوری اسلامی چهل سال آنرا زیر پا گذاشته و باعث شده مملکت به این فلاکت که شاهدش هستیم گرفتار شود، سرورگرامی، انتظار می رود در تلاش برای به رسمیت شناختن حق آزادی بیان با ما همراه شوید تا بتوانیم راه حلهای منطقی و عملی جهت رفع تهدیدات خارجی و حل مشکلات داخلی که کشور را در معرض سقوط قرار داده اند پیدا کنیم، با تشکر از توجه شما،

اشتراک گذاری مطالب