وقتی کرونا میهمان ناخوانده ی " گدابهار گیلان" می شود خبرگزاری علم و فناوری - وقتی کرونا میهمان ناخوانده ی " گدابهار گیلان" می شود

وقتی کرونا میهمان ناخوانده ی " گدابهار گیلان" می شود

بهار برای گیلانی ها همواره با مشکلات اقتصادی همراه بود. همه آن ها درگیر کار در مزارع می شدند و برنج را به رنج! لباس سبز بر تن می کردند. امسال اما بهار حکایت دیگری دارد. کرونا،‌این میهمان ناخوانده که آمده و جاخوش کرده اقتصاد همه ی دنیا را تحت شعاع قرار داده است و کارگران فصلی گیلانی نیز از این قضیه مستثنا نیستند.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری از گیلان، بهار برای گیلانی ها همواره با مشکلات اقتصادی همراه بود. همه آن ها درگیر کار در مزارع می شدند و برنج را به رنج! لباس سبز بر تن می کردند. امسال اما بهار حکایت دیگری دارد. کرونا،‌این میهمان ناخوانده که آمده و جاخوش کرده اقتصاد همه ی دنیا را تحت شعاع قرار داده است و کارگران فصلی گیلانی نیز از این قضیه مستثنا نیستند.

ماجرا فقط اجاره خانه و اجاره مغازه و مالیات نیست.ماجرا این است که بسیاری ها در تامین مایحتاج خوراکی روزانه خود نیز در مضیقه اند و در این میان اصلا معلوم نیست چه زمانی اوضاع به حالت عادی برخواهد گشت. اینجاست که گدابهار علاوه بر درداقتصادی درد روحی روانی نیز بر گیل مردان و زنان وارد آورده که جبران پذیر نیست.

بخش قابل توجهی از مردم گیلان روستازاده اند و از راه دام و محصولات کشاورزی روزگار می گذرانند.

خانم رونقی یک فروشنده بازارهای محلی است که سبزیجات باغ خود را به همراه مرغ و اردک و تخم مرغ به بازارها می برد و میفروخت. وی می گوید: از وقتی کرونا آمده روزی دوساعت می آیم کنار یک مغازه بساط میکنم بلکه خرج نان امروز بچه هایم را در بیاورم. ولی واقعیت این است که مردم نسبت به دستفروش ها بدبین شده اند و فروش بسیار پایین آمده.

وی با بیان اینکه من برای خورد و خوراک اردک ها بسیار هزینه کرده ام می گوید: آنچه من برای این ها هزینه کرده ام با قیمتی که مردم بابت آن می پردازند اصلا سنخیت ندارد. تمام ضرر شده برای من. مردم به پرندگان محلی هم اعتماد نمی کنند و من نمی دانم چطور باید از این به بعد زندگی را بگذرانم.

رونقی می  افزاید: من در فصل شالی کارگری می کردم. امسال گفته اند نشا باید مکانیزه باشد،‌ باید کارگر نگیرید. خب یک نفر بگوید ما چطور زندگی کنیم.

این بانوی گیلانی در خاتمه می گوید:‌ خیلی روزها کرایه پرداخت می کنم از روستا می آیم شهر سبزی بفروشم اما هیچی دستم را نمی گیرد و برمی گردم خانه. بچه هایم دست هایم را نگاه می کنند که خالی است و هرآنچه برای فروش با خود برده ام را برگردانده ام. خب آدم شرمنده می شود. ما امسال از بهار هیچ نفهمیدیم. سیاه بهار شده برای ما!!

اگرچه مسئولان وعده وام یک میلیون تومانی داده اند و گروه های جهادی هم مستمر در حال کمک رسانی به اقشار آسیب دیده اند اما به نظر می رسد صدمات روحی کرونا به مراتب از خسارات اقتصادی آن جبران ناپذیرتر باشد.

انتهای پیام

 

 

زمان انتشار: چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۳:۱۷

شناسه خبر: 87400

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب